close
تبلیغات در اینترنت
راضی کردن خانواده ها
صفحه اصلی تبلیغات در مورا(مرکز مشاوره و روانشناسی ایران) ...

مترجم سايت

مترجم سايت

www.mo-ra.ir
تبلیغ ویژه روانشناسان و مشاوران
Title
نام مشاور:
زمینه کاری:
شرکت در سمینار
توضیحات بیشتر
برای ثبت آگهی در این بلوک با fathadfarokhi71@gmail.com تماس حاصل بفرمایید.باتشکر > .


تبلیغات شما
تبلیغات شما

کد اخبار

تلگرام
https://t.me/www_mo_ra_ir
موضوعات و زیرشاخه ها
  • مطالب مربوط به روان شناسی
  • مطالب مربوط به مشاوره
  • معرفی رشته های علوم تربیتی و روان شناسی
  • مشاوره کودکان استثنایی
  • مشاوره شغل
  • کتاب های pdf
  • مشاور کودک
  • مشاوره و مطالب مربوط به بانوان
  • اقایون و خانم ها
  • مشاوره درمورد خودارضایی
  • مشاوره ترک اعتیاد
  • مشاوره تحصیلی
  • مشاوره ویژه کنکوری ها
  • مشاوره نوجوان
  • مشاوره خانواده
  • مشاور ازدواج
  • معرفی و درمان خجالت و اضطراب اجتماعی
  • بلوغ جسمی و روحی در پسران
  • نمونه سوال دانشگاه پیام نور
  • آموزش مسائل جنسی و زناشوئی
  • يك كلام حرف حساب
  • درباره سایت
    وبسایت روانشناسی مورا
    مورا با هدف ترويج بحث هاي روانشناسي و مشاوره فعاليت خود را از سال 89 اغاز نموده و تا كنون جزو برترين سايت هاي مشاوره و روانشناسي فارسي زبان ميباشد.
    آمار سایت
    ● آمار مطالب کل مطالب : 2895 کل نظرات : 481 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 4 تعداد اعضا : 6004 ● آمار بازدید بازدید امروز : 1,099 بازدید دیروز : 1,827 بازدید کننده ارمزو : 55 بازدید کننده دیروز : 63 گوگل امروز : 2 گوگل دیروز : 6 بازدید هفته : 8,009 بازدید ماه : 25,611 بازدید سال : 70,597 بازدید کلی : 3,320,172 ● اطلاعات شما آی پی : 54.81.110.186 مروگر : سیستم عامل :
    آرشیو
    نویسندگان
    لینک ها
    نظرسنجی
    (یک کلام حرف حساب) را چگونه ارزیابی میکنید؟




    مشاوره ازدواج: پدرم می گه : فقط دختر عمه ات

    فرهاد فرخي
    8:47
    بازدید :0 200

    سوال :

    سلام

    در یک خانواده مذهبی هستم من یک پیشنهاد برای ازدواجم به پدرم ارائه کردم که مورد مناسبی هست اما بدون پرسیدن جزئیات، پدر فرمودند که یا دختر عمت یا فعلاً ما شرایش را نداریم دختر عمه ای که با 8 سال کوچکتر از من بودن از نظر وضعیت رفتار فردی و خانواده ای با معیارهای من 180 درجه اختلاف داره فرد مورد نظر من چند ماه از من کوچکتره و یک سال دیگر فارغ التحصیل میشه و می دونم تمام شرایطی رو که من و خانواده در نظر می گیریم داره خودم هم تازه فارغ التحصیل شدم، پولی ندارم و سربازی دارم اما پشتکارم اونقدر خوب است که طی یک هفته ای که با خانواده مطرح کردم یه جا برای تدریس در آموزشگاه ، یه جا برای یک پروژه دولتی و همچنین یک شریک و مجوز های لازم برای راه اندازی کار شرکتی را گرفتم و از همه مهمتر خدا را دارم که به تنهایی یعنی از هر لحاظ تکمیلم اگه لطف کنید تماماً با آیه و احادیث مواردی را به من بفرمایید که بتوانم پدر گرامی را بدون کمترین بی احترامی متقاعد کنم متشکر می شم

    خدا نگهدار



    جواب :

    مشاوره ازدواج: جدا شدیم ولی عاشق همدیگه ایم

    فرهاد فرخي
    15:21
    بازدید :0 139

    سوال :

    سلام

    من 27 سالمه و 2 سال پیش با كسی كه دوسش داشتم و 29 سالش بود عقد كردم. خانواده های ما مخالف بودن.بعد ازدواج خانواده من نسبتا كوتاه اومدن اما خانواده اون نه! تو دوران عقد به دلیل اختلافات زیاد به اصرار من از هم جدا شدیم. البته اصرار از طرف من بود چون خانواده اش منو قبول نداشتن و باباش به بابام گفته بود كه از هم جدا شن و ادامه ندن و بعد یكسال اصلا برای عروسی و بردن عروسشون تمایلی نداشتن و متاسفانه شوهرم هم هیچ كاری نمی كرد با اینكه همدیگرو خیلی دوس داشتیم و نهایتا دعواها بالا گرفت و اون هم تو جبهه اونا قرار گرفت و روبروی من.... ازش خواستم علی رغم همه دعواها و اختلافات با خانوادش بیاد دنبالم و گفتم كه حاضرم علی رغم صحبت باباش بازم بیام و خانومش باشم.... اما اون نه منو طلاق داد و نه دنبالم اومد....بلاتكلیفی اونقدر بهم فشار اورده بود كه شب و روز گریه می كردم و التماسش می كردم كه بیاد دادگاه....چون چند بار وقت دادگاه داشتیم و نیومد

    آخر سر به اصرار من از هم جدا شدیم...و در تمام 7 ماهی كه با موضوع جدا شدن دست و پنجه نرم می كردیم هیچ رفتاری كه منو دلگرم كنه نشون نداد و سكوت كرد.

    ما روزی كه طلاق می گرفتیم هر دو گریه می كردیم . ما عاشق هم بودیم... اما شرایط رو خانواده اش بر ما تنگ كردن

    بعد جدایی پشیمون شده بود و مرتب باهام تماس می گرفت و چند بار هم از تبریز برای دیدنم اومد و 2 ماه بعد با خانواده اش اومد با گل و شیرینی كه دوباره بریم عقد كنیم

    اما من گفتم نه همه اون بدیهایی رو كه در حقم كرده بودن با حالت اعتراض تحویلشون دادم...

    به من گفت این آخر خطه ...التماسم كرد كه بهش نه نگم...اما من خیلی خسته و داغون بودم و تازه از دستشون راحت شده بودم و حرفاشو نمی فهمیدم

    اون رفت///.....خاطرات عاشقانه ای كه با هم داشتیم منو رها نكرد و من دیگه نتونستم به كس دیگه ای علاقمند بشم...ازش خواستم برگردیم اما گفت نه...حتی برای دیدنش تبریز هم رفتم...اون گفت عاشقمه اما ازدواج دوباره مون به صلاح نیس چون مشكلات به قوت خودش باقیه...

    یكسال از جدایی ما میگذره و من نتونستم به كس دیگه ای علاقمند بشم...اون با افراد زیادی دوست شده اما اونم به كسی علاقمند نشده...می دونم عاشقمه اما همیشه می گه كه برنمی گرده..از وقتی رفته اصلا باهام تماس نگرفته...همیشه من بهش زنگ زدم...

    نمی توم فراموشش كنم...می دونم اونم دوسم داره .به من بگین چی كار باید بكنم؟ چی كار كنم برگرده؟

    ممنونم




    جواب :

    مشاوره ازدواج : پدرم به هیچ وجه راضی نمی شه

    فرهاد فرخي
    15:4
    بازدید :0 121

    سوال :

    سلام
    این مطلب رو اگه میشه ثبت كنید؛ هم نظر خودتون رو می خوام بدونم و هم نظر بقیه رو... خیلی ممنون...
    من سعی كردم تمام مشكلاتم رو با دختری كه دوسش دارم حل كنم... نظر مثبت خودش و مادرش رو گرفتم... نظر مثبت مادرم رو هم گرفتم... بابای دختر خانم كه هیچی... باید من رو تو روز خواستگاری ببینه... میمونه پدر خودم...
    چون ما از تیر و تبار ترك زبان هستیم؛ پدرم تحت هیچ شرایطی راضی به وصلت من با یه خانواده ی به قول خودشون فارس نیست... و یه جورایی گفته كه اگه فارس باشن من نیستم...
    من حمایت مالی پدرم رو نمیخوام... من رضایت قلبی خانواده ی خودم رو میخوام... چون یه قوت قلبه واسم...
    اول با خودم گفتم شاید مشكل بابام اینه كه چون از تبار ما نیستن ممكن با ما نسازن و مثالهایی از فامیل میزنه كه فلانی با فارس ازدواج كرد اونجوری بدبخت شد... اون یكی با رشت ازدواج كرد اون شكلی بدبخت شد و شهرهای دیگه ی غیر ترك دیگه...
    آخه یكی نیست بگه مگه خانواده های ترك و تركی كه مشكل داشته باشن نداریم؟
    بعدش مهم اینه كه نسبت به خانواده ی طرف یه شناختی به دست بیاد... اگه آدمای بدی بودن منطقیه كه وصلت صورت نگیره... اما اگه آدم خوبی باشه فارس بودنشون كه بدی نیست...
    ندیده و نشناخته میگه فارس "نه"!!!
    بابام هنوز نمیدونه كه من به قول معروف زن می خوام؛ اما تو حرفاش تو خونه و با فامیل فهمیدم كه نظرش در این رابطه چیه... نمیتونم باهاش راحت حرف بزنم... به خاطر اختلاف سنی زیاد و اینكه حرفم رو درك نمیكنه...
    اینكه همه ی پدر مادرا آرزوی خوشبختی بچه هاشون رو دارن واسم روشنه اما نمیدونم این چه منطقیه كه ندیده و نشناخته میگه جواب سوال "هیچكدومه‌"!!!
    به نظر شما آدمی تو شرایط من چیكار باید بكنه؟!




    جواب :

    مشاور ازدواج و خانواده:فکر میکنم به درد هم نمیخوریم

    فرهاد فرخي
    10:29
    بازدید :0 155

    سوال :

    سلام

    من ۲۰ سالمه و با یه پسر دوستی خوبی برقرار کردم و به هم علاقه مندیم و می گه دو سه سال دیگه میام خواستگاریت اما الان پسر یکی از فامیلامون که سالها است ندیدمش اومده خواستگاریم ولی فکر می کنم به درد هم نمی خوریم و هرچی هم به مامانم می گم قبول نمی کنه حالا من موندم چه تصمیمی بگیرم و چه طوری با خانواده ام حرف بزنم و چی بهشون بگم شما بگید چیكار كنم؟




    جواب :

    مشاوره ازدواج و خانواده:پدرم میگه من نمیام

    فرهاد فرخي
    10:41
    بازدید :0 74

    سلام
    مشكلم اینه كه میخوام با دخترى كه خیلى مورد علاقه منه ازدواج كنم ولى اون ۲ سال از من بزرگتره این واسه من مساله ای نیست ولی پدرم میگه من نمى آم خواستگارى شما بگید من چه کنم ؟


    جواب :

    کل صفحات : 21 2 صفحه بعد
    ورود به سایت
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    رمز عبور را فراموش کردم ؟
    عضویت
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
    آخرین مطالب ارسالی سایت
    مطالب محبوب
    کدهای اختصاصی
    تبلیغات شما
    محل تبلیغات شما با قیمت ارزان
    YOUR ADS