درخواست مشاوره و ارسال سوال الو روانشناس در اینستاگرام الو روانشناس در تلگرام
  • اگر مدام کارهایتان را به تاخیر می‌اندازید احتمالا به این اختلال دچار هستید

    اگر مدام کارهایتان را به تاخیر می‌اندازید احتمالا به این اختلال دچار هستید

  • تازه ترين اطلاعيه سازمان نظام روانشناسي درخصوص دوره کارورزی

    تازه ترين اطلاعيه سازمان نظام روانشناسي درخصوص دوره کارورزی

  • «گل» دومین مخدر مصرفی کشور معرفی شد

    «گل» دومین مخدر مصرفی کشور معرفی شد

  • چگونه بعد از ماه رمضان چاق نشویم؟

    چگونه بعد از ماه رمضان چاق نشویم؟

  • لجبازی یک واکنش نامطلوب در بیان نیازهای کودکان است

    لجبازی یک واکنش نامطلوب در بیان نیازهای کودکان است

سوال :

سلام

در یک خانواده مذهبی هستم من یک پیشنهاد برای ازدواجم به پدرم ارائه کردم که مورد مناسبی هست اما بدون پرسیدن جزئیات، پدر فرمودند که یا دختر عمت یا فعلاً ما شرایش را نداریم دختر عمه ای که با 8 سال کوچکتر از من بودن از نظر وضعیت رفتار فردی و خانواده ای با معیارهای من 180 درجه اختلاف داره فرد مورد نظر من چند ماه از من کوچکتره و یک سال دیگر فارغ التحصیل میشه و می دونم تمام شرایطی رو که من و خانواده در نظر می گیریم داره خودم هم تازه فارغ التحصیل شدم، پولی ندارم و سربازی دارم اما پشتکارم اونقدر خوب است که طی یک هفته ای که با خانواده مطرح کردم یه جا برای تدریس در آموزشگاه ، یه جا برای یک پروژه دولتی و همچنین یک شریک و مجوز های لازم برای راه اندازی کار شرکتی را گرفتم و از همه مهمتر خدا را دارم که به تنهایی یعنی از هر لحاظ تکمیلم اگه لطف کنید تماماً با آیه و احادیث مواردی را به من بفرمایید که بتوانم پدر گرامی را بدون کمترین بی احترامی متقاعد کنم متشکر می شم

خدا نگهدار



جواب :
توضیحات بیشتر / دانلود
سوال :

سلام

من 27 سالمه و 2 سال پیش با كسی كه دوسش داشتم و 29 سالش بود عقد كردم. خانواده های ما مخالف بودن.بعد ازدواج خانواده من نسبتا كوتاه اومدن اما خانواده اون نه! تو دوران عقد به دلیل اختلافات زیاد به اصرار من از هم جدا شدیم. البته اصرار از طرف من بود چون خانواده اش منو قبول نداشتن و باباش به بابام گفته بود كه از هم جدا شن و ادامه ندن و بعد یكسال اصلا برای عروسی و بردن عروسشون تمایلی نداشتن و متاسفانه شوهرم هم هیچ كاری نمی كرد با اینكه همدیگرو خیلی دوس داشتیم و نهایتا دعواها بالا گرفت و اون هم تو جبهه اونا قرار گرفت و روبروی من.... ازش خواستم علی رغم همه دعواها و اختلافات با خانوادش بیاد دنبالم و گفتم كه حاضرم علی رغم صحبت باباش بازم بیام و خانومش باشم.... اما اون نه منو طلاق داد و نه دنبالم اومد....بلاتكلیفی اونقدر بهم فشار اورده بود كه شب و روز گریه می كردم و التماسش می كردم كه بیاد دادگاه....چون چند بار وقت دادگاه داشتیم و نیومد

آخر سر به اصرار من از هم جدا شدیم...و در تمام 7 ماهی كه با موضوع جدا شدن دست و پنجه نرم می كردیم هیچ رفتاری كه منو دلگرم كنه نشون نداد و سكوت كرد.

ما روزی كه طلاق می گرفتیم هر دو گریه می كردیم . ما عاشق هم بودیم... اما شرایط رو خانواده اش بر ما تنگ كردن

بعد جدایی پشیمون شده بود و مرتب باهام تماس می گرفت و چند بار هم از تبریز برای دیدنم اومد و 2 ماه بعد با خانواده اش اومد با گل و شیرینی كه دوباره بریم عقد كنیم

اما من گفتم نه همه اون بدیهایی رو كه در حقم كرده بودن با حالت اعتراض تحویلشون دادم...

به من گفت این آخر خطه ...التماسم كرد كه بهش نه نگم...اما من خیلی خسته و داغون بودم و تازه از دستشون راحت شده بودم و حرفاشو نمی فهمیدم

اون رفت///.....خاطرات عاشقانه ای كه با هم داشتیم منو رها نكرد و من دیگه نتونستم به كس دیگه ای علاقمند بشم...ازش خواستم برگردیم اما گفت نه...حتی برای دیدنش تبریز هم رفتم...اون گفت عاشقمه اما ازدواج دوباره مون به صلاح نیس چون مشكلات به قوت خودش باقیه...

یكسال از جدایی ما میگذره و من نتونستم به كس دیگه ای علاقمند بشم...اون با افراد زیادی دوست شده اما اونم به كسی علاقمند نشده...می دونم عاشقمه اما همیشه می گه كه برنمی گرده..از وقتی رفته اصلا باهام تماس نگرفته...همیشه من بهش زنگ زدم...

نمی توم فراموشش كنم...می دونم اونم دوسم داره .به من بگین چی كار باید بكنم؟ چی كار كنم برگرده؟

ممنونم




جواب :
توضیحات بیشتر / دانلود
سوال :

سلام
این مطلب رو اگه میشه ثبت كنید؛ هم نظر خودتون رو می خوام بدونم و هم نظر بقیه رو... خیلی ممنون...
من سعی كردم تمام مشكلاتم رو با دختری كه دوسش دارم حل كنم... نظر مثبت خودش و مادرش رو گرفتم... نظر مثبت مادرم رو هم گرفتم... بابای دختر خانم كه هیچی... باید من رو تو روز خواستگاری ببینه... میمونه پدر خودم...
چون ما از تیر و تبار ترك زبان هستیم؛ پدرم تحت هیچ شرایطی راضی به وصلت من با یه خانواده ی به قول خودشون فارس نیست... و یه جورایی گفته كه اگه فارس باشن من نیستم...
من حمایت مالی پدرم رو نمیخوام... من رضایت قلبی خانواده ی خودم رو میخوام... چون یه قوت قلبه واسم...
اول با خودم گفتم شاید مشكل بابام اینه كه چون از تبار ما نیستن ممكن با ما نسازن و مثالهایی از فامیل میزنه كه فلانی با فارس ازدواج كرد اونجوری بدبخت شد... اون یكی با رشت ازدواج كرد اون شكلی بدبخت شد و شهرهای دیگه ی غیر ترك دیگه...
آخه یكی نیست بگه مگه خانواده های ترك و تركی كه مشكل داشته باشن نداریم؟
بعدش مهم اینه كه نسبت به خانواده ی طرف یه شناختی به دست بیاد... اگه آدمای بدی بودن منطقیه كه وصلت صورت نگیره... اما اگه آدم خوبی باشه فارس بودنشون كه بدی نیست...
ندیده و نشناخته میگه فارس "نه"!!!
بابام هنوز نمیدونه كه من به قول معروف زن می خوام؛ اما تو حرفاش تو خونه و با فامیل فهمیدم كه نظرش در این رابطه چیه... نمیتونم باهاش راحت حرف بزنم... به خاطر اختلاف سنی زیاد و اینكه حرفم رو درك نمیكنه...
اینكه همه ی پدر مادرا آرزوی خوشبختی بچه هاشون رو دارن واسم روشنه اما نمیدونم این چه منطقیه كه ندیده و نشناخته میگه جواب سوال "هیچكدومه‌"!!!
به نظر شما آدمی تو شرایط من چیكار باید بكنه؟!




جواب :
توضیحات بیشتر / دانلود
سوال :

سلام

من ۲۰ سالمه و با یه پسر دوستی خوبی برقرار کردم و به هم علاقه مندیم و می گه دو سه سال دیگه میام خواستگاریت اما الان پسر یکی از فامیلامون که سالها است ندیدمش اومده خواستگاریم ولی فکر می کنم به درد هم نمی خوریم و هرچی هم به مامانم می گم قبول نمی کنه حالا من موندم چه تصمیمی بگیرم و چه طوری با خانواده ام حرف بزنم و چی بهشون بگم شما بگید چیكار كنم؟




جواب :
توضیحات بیشتر / دانلود
سلام
مشكلم اینه كه میخوام با دخترى كه خیلى مورد علاقه منه ازدواج كنم ولى اون ۲ سال از من بزرگتره این واسه من مساله ای نیست ولی پدرم میگه من نمى آم خواستگارى شما بگید من چه کنم ؟


جواب :
توضیحات بیشتر / دانلود
سوال :

سلام

من ۲۰ سالمه و با یه پسر دوستی خوبی برقرار کردم و به هم علاقه مندیم و می گه دو سه سال دیگه میام خواستگاریت اما الان پسر یکی از فامیلامون که سالها است ندیدمش اومده خواستگاریم ولی فکر می کنم به درد هم نمی خوریم و هرچی هم به مامانم می گم قبول نمی کنه حالا من موندم چه تصمیمی بگیرم و چه طوری با خانواده ام حرف بزنم و چی بهشون بگم شما بگید چیكار كنم؟




جواب :
توضیحات بیشتر / دانلود
سلام
مشكلم اینه كه میخوام با دخترى كه خیلى مورد علاقه منه ازدواج كنم ولى اون ۲ سال از من بزرگتره این واسه من مساله ای نیست ولی پدرم میگه من نمى آم خواستگارى شما بگید من چه کنم ؟


جواب :

سلام
توضیحات بیشتر / دانلود

مشاور ازدواج ...مخالفت خانواده

در تلگرام به ما بپیوندید
سوال :

سلام

من 26 سالمه با یه آقایی آشنا شدم كه به من پیشنهاد ازدواج داد 8سال از من بزرگتره درآمدش هم بد نیست اما خانوادم مخالفا میگن درآمدش کمه در مقایسه با شوهر خواهرات پس فردا سر خورده میشی یا می گن اونا تو مجالسشون راحتن یا می گن اختلاف سنیتون زیاده ،مهندس هم كه نیست(لیسانس جغرافی داره) این قبیل حرفا نگرانم کرده تحقیق کردیم همه گفتن پسر سالمیه اما بازم حرف خودشونو میزنن چه کنم که درست باشه؟




جواب :
توضیحات بیشتر / دانلود

نحوه راضی کردن والدین برای ازدواج

در تلگرام به ما بپیوندید
پسر جوانی که قصد ازدواج دارد و والدین او به دلیل اینکه هنوز ازدواج او را زود می دانند با ازدواج او موافقت نمی کنند از راههای زیر می تواند رضایت خانواده را برای ازدواج کسب کند:


1.تشریح نیاز خود و خطرات موجود و شکننده بودن مقاومت اکثر جوانان در شرایط کنونی برای والدین یا فرد اثرگذار بر آنها به صورت صمیمانه و صادقانه و خصوصی(در منزل، دعوت به رستوران یا خوردن آب میوه، قدم زدن، نامه نوشتن و ...)؛
2.اظهار نیاز از راه غیرمستقیم همانند: بروز دادن ناراحتی و یا استفاده از صحنه های تلویزیون به اینکه وقتی انجام ازدواج در فیلم ها می بیند بگوید: خوش بحال آنها؛
3.اطمینان دادن به خانواده نسبت به توانمندی خود در زمینه اداره زندگی؛
4.
توضیحات بیشتر / دانلود

سوال:

سلام

دختری 27 ساله/ محجبه تمایل به ازدواج از طریق دوستی نداشته ام / برادر یکی از دوستان در چند ماه پیش مرا دید/ از طریق خواهرش و خانواده پیشنهاد ازدواج داد / با آگاهی هر دو خانواده که معتقد هستند قبل از خواستگاری چند بار برای صحبت بیرون رفتیم/ در جلسه اول گفت که یک نامزدی نا موفق داشته/ من پرسیدم عقد بودند یا نه و گفت نه / شب قبل از خواستگاری گفت که عقد بودیم و شاید در گفتنم سوئ تفاهم شده / پدر نامزد قبلی اش متعصب بوده و اجازه صیغه نداده و بعد از چند جلسه سریع عقد کردند/ بعد از دو ماه به دلیل عدم تفاهم اقدام به جدایی کردند که به دلیل اختلافات مادی 1 سال طول کشیده و شناسنامه هاشان را عوض کردند/ مادرم به دلیل نگفتن موضوع عقد به طور واضح از روز اول دل چرکین است/ من خیلی به صداقت در گفتار پایبندم/ به نظر شما با توجه به نگفتن حقیقت این مطلب در روز اول و موکول آن به شب قبل از خواستگاری می توانم به این فرد اعتماد کنم یا نه ؟

توضیحات بیشتر / دانلود